تبليغاتX
بزرگ پرسش گر ناکامی ایرانیان
صادق هدایت و ما ایرانیان
 

 

جهان پهلوان غلامرضا تختی : غمگین شیرمرد شرمگین

 

 

شخصیت عبارت  است از الگوی دیر پا و بادوام رفتار و آموزه های ذهنی که در گستره ی پهناوری از وضعیت ها و موقعیت های فردی و  اجتماعی ، فراگیر و انعطاف ناپذیر بوده و در پایان نوجوانی آدمي تثبیت می شود. این تمامیت کرداری و پنداری هر دو جنبه ی شخصی و اجتماعی زندگی فرد را بازگو می کند و در طول زمان دگرگون نمی شود.

هر آدمي می بایست ویژگی هایی از یک  یا چند شخصیت از دوازده اختلال شخصیت  اسکیزوئید  ، پارانوئید ( بدبین ) ، اسکیزوتایپال ، نارسی سیستیک ( خودشیفته ) ، بوردرلاین ( مرزی ) ،  هیستریونیک ( نمایشگر )  ، آنتی سوشیال ( ضد اجتماعی )، وابسته ، پرهیزگرا ، وسواسی جبری، افسرده  ، پرخاشگر منفعل  را دسته كم در اندازه ي صفت و كم رنگ تر از اختلال داشته باشد.

برای فهم و درک بهتر شخصیت اسطوره شده ی جهان پهلوان غلامرضا تختی – که هنوز و پس از گذشت چهل سال از « خودکشی تبدیل به شهادت شده  » ی او آن چنان که باید و شاید در ایران شناخته و درک نشده است – ویژگی های دو شخصیت چیره ی سرشت پاک ، پرهیزگار و جوانمردانه ی او  را بیان می نمایم.

البته به سبب وجود ویژگی هایی از شخصیت کلاستر B ( نارسی سیستیک ) در ساختار روان شناختی او ، این غمگین شیر مرد غمگین و پر آوازه ی میهن مان هم چون بیشتر ما ایرانیان ، از برخی ویژگی های شخصیتی مرزی - آشفته ( Borderline ) نیز بهره مند بوده است که برای پیشگیری از سوء برداشت ها و سوءاستفاده های احتمالی ، از نگاشتن و درج آن ها خودداری می نمایم. 

 

 

 

 

خودکشی جهان پهلوان غلامرضا تختی

 

 

 

الف) اختلال شخصیت افسرده

(Depressive personality disorder  )

ویژگی اصلی افراد دارای این شخصیت صفات مادام العمر طیف افسردگی است.

این افراد بدبین ، بی لذت ، وظیفه شناس ، مردد به خود و به شیوه ای مزمن ناشاد و ناخشنودند.

این شخصیت را پیش تر شخصیت مالیخولیایی ( ملانکولیک ) می نامیدند.شیوع این شخصیت در مرد و زن تقریبا به یک اندازه است.این افراد بیشتر اوقات بی کس ، جدی ، عبوس ، سلطه پذیر و بدبین هستند و خود را دست کم می گیرند.به زودی پشیمان می شوند و احساس بی کفایتی و نا امیدی می کنند.اینان اغلب موشکاف اند و در جست وجوی عیوب و نقایص خود ، دیگران ، اجتماع و جهان مته به خشخاش می گذارند.

مانند شخصیت های وسواسی – جبری کمال طلب و زیادی با وجدان اند و دائما به کار می اندیشند و با شدت وحرارت احساس مسئولیت می کنند و با پیش آمدن موقعیت های جدید خیلی زود حال شان گرفته می شود.

همیشه از این می ترسند که مورد تایید دیگران قرار نگیرند.بدون این که حرفی بزنند در درون خود رنج می کشند وحتا ممکن است خیلی زود اشک شان درآید. هرچند به طور معمول در حضور دیگران چنین کاری نمی کنند.

شک و تردید و بلا تصمیمی و احتیاط باعث می شود که احساس نا امنی ذاتی آن ها بیشتر شود.

خلق غالب معمول اینان عبارت است از اندوه ، دلتنگی ، افسردگی ، فقدان شادی و ناخشنودی.

درک شان از خود حول محور باورهایی چون بی کفایتی، بی ارزشی و عزت نفس پایین دور می زند.

نسبت به اجتماع چون خود سخت گیر و موشکاف و عیب جو هستند .شخصیت افسرده منتقد همیشگی خود و دیگران است.دایم در فکر و خیال بوده ومستعد و آماده ی نگرانی و دچار احساس گناه  شدن  است .این شخصیت بدبین و منتظر رخدادهای منفی ست.

ویژگی های شخصیتی افسرده حتا تا مرز اختلال در بسیاری از نام آوران ، نخبگان و اندیشمندان تاریخ وجود داشته است. 

 

 

 جهان پهلوان غلامرضا تختی

 

 

ب - برخی ویژگی های شخصیتی خودشیفته 

(Narcissistic personality traits ) که غلامرضا تختی از آن ها برخوردار بوده ، عبارت بوده اند از :

اعتماد به نفس بالا ، احساس استحقاق و برتری، برخی رفتارها و نگرش های بر آمده از اعتماد به خود و غرور درونی ، بی اعتنایی نسبت به قضاوت دیگران ، تن ندادن به قواعد مرسوم اجتماع ، استعداد به افسردگی و سرخوردگی در ناکامی ها ، و آسیب پذیری دربرابر بحران های افسردگی میان سالی.

 

آشکار است که بیان این ویژگی ها به معنای اعلام وجود اختلال ( بیماری ) شخصیت در غلامرضا تختی ، غمگین شیرمرد شرمگین میهن مان نیست ، بلکه برعکس برای درک و فهم بهترو بیشتر ساختار روان شناختی این ورزشکار و پهلوان کم مانند میهن مان صورت می گیرد.

 

 جهان پهلوان غلامرضا تختی : غمگین شیرمرد شرمگین

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 14:27  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

 

رضا شاه پهلوی

 

 

واقعیت بسیار مهم و خطیری که گهگاه حتا از سوی روان شناسان ، روان پزشکان و روان کاوان نیز نادیده گرفته می شود ، این است که اغلب صفات شخصیت های مرزی ( بوردرلاین ) ، نمایش گر ( هیستریونیک ) و ضد اجتماعی ( آنتی سوشیال ) هم زمان با اختلال شخصیت خودشیفته ( نارسی سیستیک ) در یک فرد دچار اختلال و یا صفات پر رنگ شخصیتی خودشیفته ( نارسی سیستیک ) وجود دارد. 

به طور کلی ، در هر یک از شخصیت های کلاستر ( دسته ) B - شامل نمایش گر ( هیستریونیک ) ، مرزی - آشفته ( بوردرلاین ) ، ضد اجتماعی و مردم ستیز ( آنتی سوشیال ) و خودشیفته ( نارسی سیستیک ) - اجزا و صفات سه شخصیت دیگر کلاستر بی ( B ) نیز ، در اندازه های متفاوت از صفت ( TRAIT ) تا اختلال ( DISORDER ) نمایان و چشمگیر دیده می شود. این نکته ی نمایان و عیان سبب می شود که تشخیص افتراقی این چهار شخصیت از یکدیگر بسیار بسیار دشوار و در موارد فراوانی در عمل ناممکن شود.

 

رضا شاه پهلوی

 

در واقع ، آگاهي داشتن به موارد زير مي تواند در تشخيص افتراقي اين چهار شخصيت از يكديگر سودمند و اثربخش باشد :

۱) افراد دچار صفات و اختلال شخصیت خودشیفته کمتر از بیماران دچار صفات و اختلال شخصیت مرزی - آشفته ( بوردرلاین ) اضطراب دارند ، زندگی شان کمتر آشوب ناک و آشفته است و کمتر نیز به خودکشی دست می زنند.

۲) در بیماران دچار صفات پر رنگ و اختلال شخصیت ضد اجتماعی - مردم ستیز ( آنتی سوشیال ) ، پیشینه ی رفتار تکانشی ( ایمپالسیو ) وجود دارد که اغلب به سوءمصرف الکل و دیگر مواد محرک و مخدر می انجامد و سبب گرفتاری های مکرر قانونی می شود.

۳) بیماران دچار صفات پر رنگ و اختلال شخصیت نمایش گر ( هیستریونیک ) ، ویژگی هایی از آلت نمایی ( EXHIBITIONISM ) و دست انداختن و سر کار گذاشتن دیگران در روابط بین فردی دیده می شود که با آن چه که در بیماران مبتلا به صفات پر رنگ و اختلال شخصیت خودشیفته دیده می شود ، شباهت دارد.

بیماران دچار صفات پر رنگ و اختلال شخصیت خودشیفته هم چون بیماران مبتلا به صفات پر رنگ و اختلال شخصیت نمایش گر ( هیستریونیک ) نمی توانند پیری و فرسوده شدن را تاب بیاورند ، چون زیبایی ، توانایی ، قدرت و دیگر مزایای جوانی برای شان بسیار مهم است و اینان دو دستی به این ها چسبیده و چنگ یازیده اند.

به همین دلیل خودشیفته ها در برابر بحران های میان سالی آسیب پذیر تر از دیگران هستند.

زنان میان سال خودشیفته به رژیم ها ، ورزش ها ، درمان های هورمونی مجاز و نامجاز و جراحی های چین و چروک برداری و ............. روی می آورند و بسیاری از مردان خودشیفته نیز به رنگ کردن مداوم بخشی یا همه ی موهای سر و حتا دست و سینه ی خود می پردازند.

  

معيارهاي تشخيصي DSM-IV-TR  برای اختلال شخصیت خودشیفته :

 

خود بزرگ بینی ( در خیال یا رفتار ) ، تیاز به پذیرفته شدن ، و نداشتن حس همدلی به صورت الگویی فراگیر و گسترده که از اوایل بزرگسالی آغاز شده باشد و در زمینه های گوناگون به چشم آید که نشانه اش وجود دست کم پنج تا از موارد زیر است :

۱) احساس خودبزرگ بینانه ای به صورت مهم پنداشتن خود ( SELF IMPORTENCE ) داشته باشد ( برای نمونه در کامیابی ها و پیروز ها و توانایی های خود گزافه پردازی نماید یا بدون آن که به موفقیت شایسته ای دست یافته باشد ، انتظار داشته باشد که او را آدم بزرگ و مهمی بدانند. )

۲) مشغولیت ذهنی اش خیالاتی هم چون موفقیت ، قدرت ، استادی ، ذکاوت ، زیبایی و یا محبوب و دوست داشتنی بودن در اندازه ای بی کران ( نامحدود ) باشد.

۳) باور داشته باشد که « استثنایی » است و تنها دیگر افراد یا موسسات استثنایی یا رده بالا می توانند او را درک کنند یا با او رابطه داشته باشند.

۴) نیاز داشته باشد که به شکلی افراطی و بیش از اندازه مورد ستایش و تحسین قرار گیرد.

۵) احساس بر حق بودن ( ENTITLEMENT ) داشته باشد * یعنی به شکل نامعقولی انتظار داشته باشد که برخوردی خوشایند و ویژه و منحصر به فرد با او صورت گیرد و یا این که دیگران خود به خود تسلیم خواسته هاش شوند.

۶) در روابط بین فردی استثمارگر باشد ، یعنی از امتیازات دیگران برای رسیدن به اهداف و خواست های خود سود جوید.

۷) حس همدلی ( EMPATHY ) نداشته باشد ، یعنی دلبستگی ای به درک یا شناخت احساسات و نیازهای دیگران نداشته باشد.

۸) اغلب به دیگران حسودی کند یا بر این باور باشد که دیگران به او حسودی می کنند.

۹) رفتارها و نگرش هایش پر افاده ( ARROGANT ) و تکبرآمیز باشد.

 

البته نمایان و آشکار است که هیچ انسان و موجود زنده ای - حتا جانور و یا گیاه - نمی توانند از عنصر خودشیفتگی ( نارسی سیزم ) بی بهره و محروم باشد. این نارسی سیزم است که برای هر آدم و یا جانداری ، انگیزه ی زندگی و مبارزه با مرگ و نابودی را پدید می آورد. پس در طی تاریخ آفرینش ، وجود اندازه ای از خودشیفتگی مثبت و نابیمارگونه در هر موجود زنده ای اهمیت فراوانی دارد. 

 

رضا شاه و محمدرضا شاه پهلوی

 

 

 

رضا شاه پهلوی

 

برای تماشای ویژگی ها ( صفات ) و اختلال شخصیت خودشیفته ( نارسی سیستیک ) ، به گونه ای عریان و نمایان ، می توانید به فیلم های زیر مراجعه کنید :

۱- بر باد رفته و دایی جان ناپلئون ( « رت باتلر » و « شازده اسدالله میرزا » : در هر دو همراهی شخصیت خود شیفته با ویزگی های شخصیتی مرزی یا بوردرلاین )

۲- فیلم  patton ( بر اساس زندگی ژنرال آمریکایی پیشتاز در جنگ جهانی دوم : همراهی شخصیت خودشیفته با ویژگی های شخصیتی وسواسی - جبری )

۳- دزیره ( « ناپلئون بناپارت » : اختلال شخصیت خودشیفته )

۴- DOWNFALL  ( واپسین روزهای سقوط « آدولف هیتلر » : همراهی اختلال شخصیت خود شیفته با اختلال شخصیت های مرزی ( بوردرلاین ) و ضد اجتماعی ( آنتی سوشیال )  و وسواسی - جبری ) 

 

پایان مقاله.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 23:28  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

 

رضا شاه پهلوی

 

نارسی سیزم ( خودشیفتگی ) که در همه ی آدمیان و جانداران وجود و حضورش برای ادامه ی زندگی لازم و ضروری ست ، در برخی پر رنگ تر و سترگ تر پدید می آید. ژن ها نقش بالایی در حضور و بروز این صفت در آدمی دارند ، هر چند رخدادهای پانزده و ده سال نخست زندگی و کامیابی ها و ناکامی های بزرگ این دوران نیز در پیدایش شخصیت نارسی سیستیک بسیار مهم هستند. به باور روان پزشکان و زیست شناسان انسانی ، ژن ها صفات شخصیتی را از چهار نسل و به باور برخی ، از هفت نسل پیش به آدمی منتقل می کنند.

ویژگی اصلی و هسته ی افراد دچار اختلال و صفات شخصیتی خودشیفته ( NARCISSISTIC )  این است که اینان با خودبزرگ بینی احساس و گمان می کنند که آدم بسیار مهمی هستند و به دلایلی مانند ندارند. ( گاه - بیشتر در حالات صفات - ممکن است واقعن آدم های بی نظیر و موفقی هم باشند )

خطر و احتمال وقوع این اختلال در فرزندان افراد مبتلا ممکن است بیشتر از دیگران باشد ، چون آن ها احساس غیر واقع بینانه ی همه کار توانی و ابر توانایی ( OMNIPOTENCE ) ، خودبزرگ بینی ، زیبا و باهوش بودن را درذهن فرزندان خود می کارند. شمار افراد دچار این « اختلال » ، هر روز بیشتر از دیروز گزارش می شود.

افراد دچار اختلال و صفات شخصیتی خودشیفته ، احساس خودبزرگ بینی ( گاه غیر منطقی ) می کنند و خود را آدم های مهم و استثنایی و یگانه ( منحصر به فرد ) برمیشمارند که دیگران باید به گونه ی ویژه ای با آن ها رفتار نمایند. احساس بر حق و برتر بودن آن ها کاملن چشمگیر است.

افراد دچار « اختلال » و یا « صفات  پر رنگ » شخصیتی خودشیفته ، ( هم چون افراد دچار اختلال و یا صفات شخصیتی پارانوئید ) تاب تحمل و توانایی پذیرش انتقاد را ندارند و از این که « هر کسی » به خود اجازه ی انتقاد نمودن از آن ها را بدهد ، بسیار خشمگین شده یا گاه ( هم چون افراد دچار اختلال و یا صفات شخصیتی اسکیزوئید ) نسبت به انتقادها بی اعتنایی کامل از خود نشان می دهند.

آن ها فقط نظر خود را قبول دارند و اغلب در طمع به چنگ آوردن شهرت و قدرت و ثروت هستند. روابط آن ها شکننده است و چون به قواعد مرسوم رفتار در اجتماع تن نمی دهند ، ممکن است خون دیگران را به جوش آورند. کرداراستثمارگرایانه در روابط بین فردی اینان چیز کاملن پیش پا افتاده و رایجی ست. بسیاری از این افراد ( نه همه ی اینان ) نمی توانند از خود همدلی نشان دهند و تنها برای دستیابی به اهداف خودخواهانه ی خودشان تظاهر به همدلی و همدردی می نمایند.

اعتماد به نفس اینان ، با وجود ظاهر استوار و نیرومندشان شکننده است ، در حالی که به ظاهر از سوی اجتماع ، اغلب نیرومند و استوار ارزیابی می شود. اینان به همین دلیل مستعد دچار شدن به افسردگی - به ویژه در سنین میان سالی و سالخوردگی - هستند.

مشکلات بین فردی و حرفه ای ( شغلی ) ، از دست دادن محبت و حمایت دیگران و طرد و ترک شدن از سوی آن ها از جمله فشارهای روانی شایعی است که خودشیفته ها با رفتارشان برای خودشان پدید می آورند و همین فشارها و تنش ها درست همان هایی هستند که این ها نمی توانند از پس شان برآیند.

    

 

رضا شاه در میان زنان عشایر کشف حجاب شده !!

 

این نوشته ادامه دارد ..........

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 22:55  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

رضا شاه پهلوی

 

 

معیارهای تشخیصی DSM - IV - TR برای اختلال شخصیت وسواسی - جبری :

اشتغال ذهنی به کمال طلبی ، نظم و ترتیب و تسلط بر امور ذهنی و بین فردی به بهای از دست دادن انعطاف پذیری ، گشاده باوری ( OPENNESS ) ، و کارآیی

به صورت الگویی فراگیر و گسترده که از اوایل بزرگسالی آغاز شده باشد و در زمینه های گوناگون به چشم آید. نشانه اش وجود دست کم چهار تا از موارد زیر است :

۱) ذهنش به جزئیات ، قواعد ، فهرست ها ، ترتیب ، سازمان یافتگی ، یا برنامه ها و جدول زمانی امور به اندازه ای مشغول باشد که رشته ی اصلی امور را از دست بدهد.

۲) به اندازه ای کمال طلبی داشته باشد که نتواند تکالیف خودش را به پایان برساند.

۳) به شکلی افراطی خود را وقف کار و بهره وری کرده باشد ، به گونه ای که نتواند به تفریح و روابط دوستانه اش بپردازد. ( اگر به دلیل نیازهای مالی و ضرورت های اقتصادی باشد ، برشمرده نمی شود.)

۴) بیش از اندازه با وجدان ، اخلاق گرا و تقواپیشه و پرهیزگار باشد و درباره ی مسایل اخلاقی و ارزشی به هیچ وجه انعطاف پذیر نباشد. ( اگر به دلیل هویت فرهنگی یا مذهبی فرد باشد ، برشمرده نمی شود. )

۵) نتواند چیزهای کهنه و از رده خارج یا بی ارزش را دور بیندازد. ولو هیچ گونه ارزش عاطفی هم نداشته باشند.

۶) از تفویض وظایف خود به دیگران یا کار کردن با دیگران ابا داشته باشد ، مگر آن که آن ها به روش او برای انجام امور کاملن تسلیم بشوند.

۷) در پول خرج کردن ، چه برای خودش و چه برای دیگران خست داشته باشد. یعنی پول را چیزی بداند که باید برای روز مبادا پس انداز شود.

۸) در زندگی ، سرسختی و یکدندگی از خود ( در برابرمسایل گوناگون و دگرگونی ها ) نشان دهد. 

 

 

رضا شاه پهلوی

 

این نوشته ادامه دارد ...........

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 22:36  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

 

رضا شاه پهلوی

 

 

یکی از افراد دیگری که در تاریخ معاصر این سرزمین نامش فراوان به گوش می خورد ، بنیانگذار سلسله ی پادشاهی پهلوی یعنی رضا شاه پهلوی است که پیش از کودتا و پایان دادن به سلطنت و پادشاهی زیان بخش و نافرخنده ی قاجار ، « رضاخان میر پنج » خوانده می شد و توانست با بهره گرفتن از ویژگی های شخصیتی مختلط ( Mixed ) خویش ، سلطنت و پادشاهی خود و فرزندش را بر دشمنان و رقیبان و در همین حال ، بریتانیا و دیگر بیگانگان مداخله جو در ایران چیره ساخته و تحمیل نماید.

ساختار شخصیتی رضا شاه پهلوی آمیزه ای از دو  ویژگی پر رنگ شخصیتی وسواسی - جبری (  Obsessive – compulsive ) و خودشیفته ( Narcissistic ) بوده است. آمیزه ی این دو شخصیت در بسیاری از رهبران نام آور ، مدیران ارشد و دانشمندان بزرگ گیتی دیده شده است. 

این آمیزه ی شخصیتی وسواسی - نارسی سیستیک در اندازه ی اختلال ، همراه با دو اختلال شخصیتی دیگر یعنی مرزی - آشفته ( Borderline ) ، ضد اجتماعی ( Psychopath , Antisocial ) در پیشوای بزرگ آلمان نازی - آدولف هیتلر - آشکارا رخ می نماید.  

اکنون برای آشنایی بیشتر و ژرف تر با این آمیزه ی شخصیتی ، به بیان شخصیت های وسواسی - جبری و خودشیفته می پردازم:

 

 ویژگی های شخصیتی وسواسی – جبری

Obsessive – compulsive personality traits

ویژگی های کلی این شخصیت - که در مردان شایع تر از زنان دیده می شود – عبارت اند از محدود بودن هیجانات ( مانند شخصیت اسکیزوئید )، نظم و ترتیب ، مداومت و پای فشاری ، سرسختی و یک دندگی و بلاتصمیمی ( مانند شخصیت افسرده ).

شخصیت وسواسی _ جبری چون شخصیت افسرده کمال طلب و انعطاف ناپذیر است. رفتاری شق و رق و رسمی وخشک دارد. آن ها سرپیچی از آن چه آن ها را قواعد لازم الاجرا می دانند ، به هیچ روی تحمل نمی کنند .آن ها مهارت های بین فردی چندانی ندارند و دیگران را از خود فراری می دهند زیرا نمی توانند حد وسط را بگیرند و با پافشاری می خواهند دیگران را زیر سلطه ی خویش درآورند و تسلیم بی چون و چرای خواسته های خود کنند. اما اگر کسی را به نظرشان قدرتمند تر از خویش ببینند ، حاضرند خواسته های او را بی چون و چرا برآورده سازند. آن ها از اشتباه کردن می ترسند ، تردید دارند و نمی توانند به تصمیم قاطعی برسند و دایم در مورد تصمیمی که می خواهند بگیرند ، می اندیشند.خود را به شکلی افراطی وقف کار و بهره وری می نمایند و به راحتی از تفریح و روابط دوستانه شان می کاهند تا به کار بپردازند. بیش از اندازه پرهیزگار ، با وجدان و اخلاق گرایند و در مورد مسایل اخلاقی وارزشی کوتاه نمی آیند. از این رو اینان درگیر روابط خارج زناشویی نمی شوند اما گاه زندگی زناشویی شان را به سبب سخت گیری بیش از اندازه از دست می دهند.این افراد دوستان زیادی ندارند و زمان زیادی را در تنهایی وقف کار می کنند و در واقع نداشتن مهارت های ارتباطی را با این راهبرد جبران و انکار می نمایند.

اینان هر چیزی را که روال و ثبات معمول زندگی شان را به هم بزند ، کنار می گذارند و اصولن هر رخداد و تغییر جدیدی آن ها را دچار تنش و اضطراب فراوان می نماید. این افراد به جزئیات ، قواعد ، فهرست ها ، ترتیب و سازمان یافتگی جدول زمانی امور بیش ازاندازه التزام دارند. آن ها بسیار کمال طلب اند به گونه ای که گاه نمی توانند تکلیف محول شده را به پایان برسانند ، چون می خواهند همه ی معیارها را به دقت رعایت کنند..افراد دچار این اختلال سلسله کردارهای آیینی خود را نه فقط بر زندگی خود و خانواده شان تحمیل می کنند ، بلکه به شدت کوشش دارند که این آیین های وسواسی را بر زندگی دیگران ، به ویژه زیر دستان خود چیره سازند.  

 

آن ها کار و وظیفه ی خود را به دیگران واگذار نمی کنند مگر آن که دیگران کاملن تسلیم روش و قواعد آن ها باشند.

اینان ولخرج نیستند و پول را با حساب و کتاب خرج می کنند .آن ها اشیای کهنه و از رده خارج شده و بی ارزش را نمی توانند به دور اندازند ولو هیچ ارزش عاطفی هم نداشته باشند. افراد دارای شخصیت وسواسی – جبری در سخن گفتن چون شخصیت اسکیزوئید پیش دستی نمی کنند.

در این افراد اختلالات افسردگی به ویژه از نوع دیرآغاز  ( میان سالی و سالمندی ) شایع است.

 

 ویژگی های شخصیتی وسواسی - جبری ، حتا تا اندازه و مرز اختلال در ژنرال ها و استادان برجسته شایع است. البته نه جوامعی که برخی افراد یک شبه چندین و چند پله ی ارتقا و پیشرفت را به یک باره می پیمایند ! 

 

 افراد دچار شخصیت وسواسی - جبری ، مانند افراد دچار شخصیت اسکیزویید ( آسپرگر ) و شخصیت های کلاستر B  ، از هسته ی خودشیفتگی ( نارسی سیزم ) بزرگ ، ژرف و گسترده ای ی برخوردارند.

 

 

 

 

رضا شاه پهلوی

 

 

 

این نوشته ادامه دارد ........

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 22:26  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

فروغ فرخزاد

 

پ) ویژگی های  شخصیتی اسکیزوئید

(Schizoid  personality traits )

یک ویژگی بارز و همیشگی دارندگان این شخصیت  - که در دسته ی شخصیتی A طبقه بندی شده است - گوشه گیری و انزوای اجتماعی است.

فرد دارای این شخصیت از برخوردها و برهم کنش های انسانی خشنود نمی شود و در موارد اختلال این شخصیت حتا ناراحت هم می شودشخصیت اسکیزوئید تنها و درون گراست و از تنهایی لذت می برد. حالت عاطفی این شخصیت ، کند و محدود و سرد است.دیگران این گونه آدم ها را عجیب – نامعمول و نامتعارف –گوشه گیر و تک رو می دانند.

این شخصیت ، درست برخلاف شخصیت نمایشی ( هیستریونیک ) ، در مردان دو تا سه برابر زنان گزارش شده است.

افراد دارای شخصیت اسکیزوئید جذب مشاغل انفرادی می شوند.بسیاری از آن ها شب کاری را بر کار روزانه ترجیح می دهند تا مجبور نباشند با افراد زیادی برخورد کنند.بسیاری از سردی و نجوشی افراد دارای شخصیت اسکیزوئید ناراحت می شوند و توان تحمل آن ها را ندارند.

شوخ و شاد و شنگول بودن برای افراد دارای شکل خالص « اختلال » این شخصیت دشوار است. افراد اسکیزوئید اغلب در سخن گفتن پیش دستی نمی کنند.این افراد ممکن است استعاره های غریب به کار برند و صنایع ادبی نامعمول بیافرینند.فرد اسکیزوئید به جای ارتباط با آدمیان شیفته ی تنها اندیشیدن در علوم نظری، ریاضی ، فیزیک ، شیمی ، موسیقی ،  نهضت های فلسفی و هنری ، مفاهیم متافیزیک ، اشیای بی جان ، راهبردهای اجتماعی و شیوه های نوین زندگی ( مانند گیاه خواری ، خام خواری و.........) هستند.

 

شخصیت های اسکیزوئید دلبستگی بسیاری به حیوانات - به ویژه سگ و گربه و اسب – دارند و بر خلاف آدمیان به جانوران و گیاهان به سادگی عشق می ورزند.

اسکیزوئید ها سرشان در لاک خودشان است و به هیچ وجه نیاز یا اشتیاقی به داشتن پیوندهای عاطفی با دیگران نشان نمی دهند.آن ها هیچ توجهی به رخدادهای روزمره و دلبستگی های دیگران نشان نمی دهند.

اسکیزوئیدها دیرتر از همه به دگرگونی های مد در جامعه تن می دهند.

 

زندگی جنسی اسکیزوئیدها ممکن است منحصرا در خیال و رویا طی شود و هربار برقراری و آغاز روابط جنسی  را به وقتی دیگر موکول کنند.مردان دارای این شخصیت  - به ویژه در اشکال پررنگ و خالص – ممکن است هیچ گاه ازدواج نکنند چون نمی توانند با کسی آن چنان صمیمی شوند که او را کاخ زیبا و دلچسب تنهایی خود راه دهند.

 

این افراد حتا نمی توانند خشم خود را به گونه ی مستقیم ابراز کنند.

 

اسکیزوئیدها فراوان غرق در رویا می شوند اما واقعیت سنجی خود را از دست نمی دهند.

 

اینان از هیچ کاری لذت نمی برند یا فقط از کارهای اندکی خوششان می آید.به جز بستگان درجه نخست هیچ دوست صمیمی یا کاملا مورد اطمینانی ندارند.به تمجید یا تحقیر دیگران بی اعتنا و بی تفاوتند.از این رو نقد و قضاوت دیگران راهکارها و راهبردهای شان را دیگرگون نمی کند.

از آن جا از نظر هیجانی سرد و بی اعتنا هستند و کردار پرخاشگرانه ی چندانی در مجموعه ی واکنش های معمول آن ها وجود ندارد چنان چه با تهدید و خطری واقعی و حتا خیالی رو به رو شوند بیشتر یا به تسلیم و رضا تن می دهند و یا در خیالات همه کارتوانی (Omnipotent)  فرو می روند.

درخودماندگی و گوشه گیری این گونه افراد هنگامی که با مکانیزم دفاعی خیال پردازی ( Fantasy ) همراه شود می تواند در برخی از آنان به اندیشه های به راستی نو ، خلاقانه و ابتکاری و حتا راز گشایی از نادانسته های گیتی بینجامد.

این ویژگی های شخصیتی اسکیزوئید در بسیاری از بزرگان تاریخ دانش و اندیشه ی گیتی وجود داشته است.

 

بديهي و روشن است كه شخصيت اسكيزوئيد نبايد با اختلال اسكيزوفرني اشتباه شده و يكي در نظر گرفته شود .

 

 چنان چه بر برخی رویکردهای فروغ فرخزاد در زندگی و مرگ تا اندازه ی بسیاری خودخواسته اش آشنا باشیم ، به روشنی در می یابیم که چاره و گریزی جز این نداریم که بسیاری از پندارها و کردارهای او را به حساب ویژگی هایی از شخصیت جدایی گزین - درون گرای ( Schizoid ) او بگذاریم. تنهایی گزینی و گوشه گیری سرشار از آفرینندگی او و دلبستگی خاص او به جانوران ( به ویژه پرنده ها و گربه ) با ویژگی های شخصیتی اسکیزوئیدش هم خوانی دارد.

 

 بسیاری از کارکردهای فروغ فرخزاد نیز با دیگر ویژگی های شخصیتی اش  معنا و مفهوم می یابد. برای نمونه ، ساختن با پشتکار و اصرار فیلم « خانه سیاه است » او با ویژگی های شخصیت افسرده اش توجیه می شود.

 

 و آن آشفتگی و شوریدگی در رانندگی واپسین روزهای زندگی پر بار و ماندگارش  – که در پایان به مرگ تا اندازه ی بسیار خودخواسته اش انجامید - نیز آشکارا و به خوبی  در پرتو اختلال خلقی دو قطبی خفیف ، اختلال شخصیت افسرده و ویژگی های شخصیتی نمایشی و خودشیفته ( کلاستر B ) اش درک و دانسته می شود.

 

 

 

فروغ فرخزاد

 

 

 

این نوشته ادامه دارد .............

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 15:18  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

فروغ فرخزاد

 

 

 

ب- ویژگی هایی از شخصیت نمایشی ( Histerionic )

برای وجود اختلال یا ویژگی شخصيت نمايشي (Histerionic ) لازم است كه دست کم پنج تا از ويژگي هاي زیر را داشته باشد :

۱-       احساساتي بودن به گونه اي كه ابراز احساسات سطحي و به سرعت متغير باشد.

۲-       بسيار توجه طلب باشد ، آن چنان كه هنگامي كه مركز توجه و كانون دقت ديگران نيست ، ناراحت و در رنج و مشقت باشد.

۳-       رفتار نامتناسب با ديگران به صورت تحريك جنسي آنان و اغواگري جنسي وجه مشخصه ي تعامل او با ديگران باشد.

۴-       همواره از ظاهر جسمي ‌و فيزيك بدن خود براي جلب توجه ديگران استفاده كند.

۵-       شيوه ي سخن گفتنش به گونه اي افراطي بر حدس و گمان (امپرسيونيستيك) و بدون جزئيات باشد.

۶-       خودنما و نمايشي باشد و  در ابراز احساسات مبالغه كند.     

 ۷- تلقین پذير باشد و به راحتي تحت تأثير افراد يا موقعيت ها قرار گيرد.

۸-    روابط راخودماني تر از آن چه واقعاً هست، مي‌پندارد.

  

 

افراد دارای ویژگی های شخصیتی نمایشی ، تحریک پذیر و هیجانی اند و رفتاری پر رنگ و لعاب ، نمایشی و برون گرایانه دارند اما با وجود کردار متظاهرانه و پر زرق و برق َ اغلب نمی توانند دلبستگی ژرف و دیرینی را به مدت طولانی حفظ کنند.

مایه هایی از شخصیت نمایشگر در هر آدمی  وجود داشته و حضور دست کم کمرنگ این ویژگی ها برای کامیابی بهتر و بیشتر زنان در زندگی اجتماعی و زناشویی سودمند و گاه حتا سرنوشت ساز است. اینان مشتاقند که با برون گرایی تاریخچه ی زندگی خویش را با جزئیات کامل شرح دهند. در سخن گفتن آن ها ، گشتار ( Gesture ) ها ، تأكيدها و مكث هاي نمايشي زياد و آشكار به چشم می آید.

   در گفتار افراد دارای ویژگی های شخصیتی نمایشگر ، لغزش ها ی زباني زياد بوده ، زبانی چرب و پر رنگ و لعاب دارند.

   بیان عاطفی در اینان شایع است ، اما اگر مجبور شوند که وجود احساس های خاصی هم چون خشم ، اندوه ، خواسته های جنسی و مانن آن را بپذیرند ، این احساسات را انکار نموده و ابراز شگفتی می نمایند.

اینان در تکالیف و تمرین های نیازمند تمرکز ، مداومت و پشتکار پافشاری نشان نمی دهند و جالب است که حتا موضوعات عاطفی را نیز خیلی زود از یاد می برند.

افراد دارای شخصیت نمایشی ، اغلب رفتار توجه طلبانه ی بسیار زیادی از خود نشان می دهند و در افکار و احساسات خویش گزافه گویی و مبالغه می نمایند و هر چیز ساده ای را مهم تر از آن چه در واقع هست ، جلوه می دهند.

اگر کانون توجه واقع نشوند یا مورد تحسین و تأیید قرار نگیرند ، تند خو می شوند و یا زیر گریه می زنند و دیگران را سرزنش کرده و به آن ها افتراهای ناروا می زنند.

رفتار اغواگرایانه ( Seductive ) در این گونه افراد - چه زن ، چه مرد - فراوان و چشمگیر دیده می شود. پرداختن به فانتزی ها و گمانه پردازی های جنسی در مورد افرادی که با آن ها در رابطه و رفت و آمد هستند ، بسیار شایع است ، هرچند این تخیلات را کمتر بر زبان جاری ساخته و بیان می دارند.

اینان به جای آن که از لحاظ جنسی پرخاشگر باشند ، اهل لاس زدن و عشو گری و دلبردن اند .

هیستریونیک هایی که بر خلاف فروغ فرخزاد و دیگر نخبگان هیستریونیک عرصه های شعر و هنر و ادبیات و  موسیقی و تئاتر و سینما ، دارای ویژگی های  شخصیتی دیگری هم چون خودشیفته ( نارسی سیستیک ) و ......نیستند و در واقع ویژگی و یا اختلال شخصیتی بارز و خالص نمایشی دارند ، مرزهای خودساره ( Ego Boundary ) شکننده و نامطمئن داشته و در همبستگی ، یکپارچگی و تمامیت تنی و روانی خویش به گونه ای تکرار شونده یا همیشگی احساس شک و تردید می نمایند. از این رو ، اینان ، بر خلاف هیستریونیک های دارای شخصیت به هم آمیخته ( Mixed ) و پیچیده ( هم چون فروغ ) ، از سکس و برقراری ارتباط جنسی هراس و وحشت دارند و در زندگی جنسی و زناشویی شان دچار کژ کاری های جنسی گوناگون - به ویژه واژینیسموس ، آمیزش دردناک و آنورگاسمی و اختلال ملال پس از آمیزش - می شوند.اما گهگاه اینان برای نیل به ایمان و اطمینان از جذابیت و گیرایی نزد جنس مقابل ، به ویژه افراد خودشیفته ( نارسی سیستیک ) ، ضد اجتماعی ( آنتی سوشیال ) و مرزی - آشفته ( بوردرلاین ) که بازی های روانی - جنسی را با کم محلی و نخوت خوب بلد هستند ، ممکن است تکانه های جنسی خود را به کار گرفته و به کردار و کنش جنسی تبدیل سازند.

نیاز اینان به مطمئن ساختن خود تمامی ندارد ، با این حال روابط آن ها به دلیل تشنگی و اشتیاق همیشگی  شان به تنوع ( نو خواهی ) و هیجان ، اغلب سطحی و زودگذر است و در بسیاری اوقات باعث می شود که افرادی مغرور ، غرق در خود ، دمدمی مزاج ، نامطمئن و بی ثبات باشند.اینان دلبستگي عميق را نمي‌تواند به مدت طولاني حفظ كند، مگر این که هم زمان دارای دیگر ویژگی های شخصیتی دیگری هم چون وسواسی - جبری ( Obcessive - Compulsive ) ، خودشیفته ( Narcissistic ) ، افسرده ( Depressive ) ، جدایی گزین - درون گرا ( Schizoid ) و ............... باشند.

   نيازهاي بسيار شديد افراد هیستریونیک به وابستگي باعث مي‌شود زود به هر كس اعتماد كنند و به راحتي بتوان فريب شان داد.این افراد اگر در رخدادی ناگوار زير فشار رواني قرار بگیرند ، حس واقعيت سنجي‌ شان به سادگي مختل مي‌شود و در آن ها حالات روان‌پريشی (Psychotic ) و تجزيه اي ( Dissociative ) پديد مي‌آيد.

اینان دردهای روانی خود را از طریق مکانیزم دفاعی جسمانی سازی ( Somatization ) ، تنی و جسمانی ساخته ، از این رو همواره از دردها  و مشکلات بدنی شکایت می نمایند. مصرف الکل و مواد محرک و مخدر گاه به همین سبب ( و گاه برای دستیابی به هیجان و تازه خواهی ) در اینان  دیده می شود.

افراد هیستریونیک به دلیل واپس زنی ( Repression ) از فهم و درک احساسات واقعی خود ناتوانند و به سبب تجزیه ( Dissociation ) نمی توانند انگیزه های خود را توضیح بدهند.

در مواردی که ویژگی و به ویژه اختلال شخصیتی نمایشی همراه و هم زمان با ویژگی ها و اختلال شخصیتی مرزی - آشفته ( Borderline Personality ) وجود داشته باشد ، مواردی چون پوچی مزمن ( Emptiness ) ، ابهام و آشفتگی ( Identity Diffusion ) در هویت ، مشکل و اختلال در کنترل تکانه ( Impulse Control ) ، اقدام به خودکشی ، حملات زودگذر روان پریشی ( سایکوز ) و دونیمه ( سیاه و سپید سازی ) رخدادها ، واقعیات و دیگران  فراوان تر و پر رنگ تر دیده می شود. 

زیرساخت ها و ویژگی های پر رنگی از ویژگی های شخصیتی نمایشی ( هیستریونیک ) در افراد دارای دیگر شخصیت های کلاستر B - یعنی خودشیفته ( نارسی سیستیک ) ، مرزی - آشفته ( بوردرلاین ) و ضد اجتماعی ( آنتی سوشیال ) - دیده می شود. از این رو جدا نمودن افراد دارای شخصیت نمایشی از این سه شخصیت بسیار دشوار می تواند باشد.

در اغلب موارد ، ویژگی های هر چهار شخصیت کلاستر B  هم زمان ، همراه و همبسته با یکدیگر وجود دارند. افراد دارای ویژگی ها و به ویژه اختلال شخصیتی کلاستر B را می توان افراد دچار اختلال خلقی دو قطبی خفیف و ملایم ( Soft  Bipolar )  در نظر گرفت.

این علایم و نشانه ها با بالا رفتن سن ، کمتر و کمرنگ تر می شود که شاید این کاهش ،  ظاهری و به دلیل کاهش کلی زیست مایه و انرژی آن ها و نه به دلیل بهبودی شان باشد.

از آن جا که هیستریونیک ها اغلب افرادی هیجان خواه هستند ، به ویژه در گونه های هم زمان ، همراه و آمیخته با ویژگی های ر رنگ و اختلال شخصیت های مرزی - آشفته ( بوردرلاین ) و ضد اجتماعی ( انتی سوشیال )  ، ممکن است دچار درگیری با قانون شده ، به سوء مصرف مواد روی آورند یا لاابالی گری های گوناگون انجام دهند.

 

هویداست که فروغ فرخزاد ، همه ی ویژگی های شخصیتی نمایشی ( هیستریونیک ) را نداشته است و هم زمان ویژگی های انسان مدارانه و اخلاق گرای شخصیت های افسرده ( دپرسیو ) و خودشیفته ( نارسی سیستیک ) و جدایی گزین - درون گرا ( اسکیزوئید ) را دارا بوده است.

 

فروغ فرخزاد

 

 

این نوشته ادامه دارد ........

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 14:40  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

 فروغ فرخزاد

  

 

 

گر من ز می مغانه مستم ، هستم

 

گر کافر و گبر و بت پرستم ، هستم

 

هر طایفه ای به من گمانی دارد

 

من زان خودم ، چنان که هستم ، هستم

 

                                         ( خیام ) 

 

 

در مورد فروغ فرخزاد و زندگي ، آثار ، انديشه ها و مرگ تنامستقیم خود خواسته اش ، فراوان نوشته اند .

گاه براي شناخت فروغ فرخزاد ، نیز هم چون صادق هدايت - هر چند بسیار کمتر -  افزون بر رويكرد هاي ادبي و فلسفي ، از متد هاي گوناگون روان كاوي ، روان شناسي ، روان پزشكي  و مانند آن نيز بهره جسته اند اما از آن جا كه اين نوشته ها اغلب به بررسي همزمان زندگي خصوصي ، كوشش هاي ادبي و سینمایی  و شايعات و شنيده هاي با پايه و بي پايه و به ویژه رابطه ی عاشقانه ی او با ابراهیم گلستان پرداخته اند ، در شناساندن شخصيت اين تابوشکن معاصر عرصه ی جنسیت چندان سودمند و راه گشا نبوده اند .

از اين رو كوشش من در اين نوشتار بر اين است كه هم چون نوشته ام درباره ی شخصیت شناسی صادق هدایت ، تنها به بيان ويژگي هاي شخصيتي فروغ فرخزاد بپردازم و نقد و تحليل روي كرد هاي ادبي و نيز زندگي خصوصي او را به هنگامي ديگر و فراغتي بيشتر واگذار نمايم . به ویژه آن که در ارزيابي روان شناختي فروغ فرخزاد ، هم چون صادق هدايت لازم است بر ويژگي هاي محور یک ( خلقي : سیکلو تایمیا و اختلال دوقطبی خفیف ) او نيز تامل و ژرف اندیشیدن لازم انجام شود .

 

ارزیابی روان شناختی فروغ فرخزاد - هم چون صادق هدایت - بدون پیش چشم و ذهن قرار دادن ویژگی های اختلال خلقی دو قطبی خفیف ( افسردگی عمیق به همراه دوره های هایپومانیا { نیمه شیدایی } ) و سیکلوتایمی ( خلق ادواری ) بی گمان کامل و همه نگر نخواهد بود. فروغ فرخزاد - هم چون بسیاری از شاعران ، نویسندگان ادبی ، نمایشنامه نویسان و اندیشمندان بزرگ و ماندگار گیتی در طول زندگي خويش مبتلا به دوره هاي تكرار شونده ازاختلال افسردگي عميق (Major depression ) بوده كه بر اختلال دیس تایمیا ( کژ خلقی ) و اختلال شخصيت افسرده ( Depressive personality ) شکل گرفته از دوران جوانی و سال های ازدواج احساسی و ناپخته ی او با پرویز شاپور و سپس جدایی از او و فرزندش - کامیار شرمگین و خوددار - افزوده و سوار مي شده است .

بي گمان او در واپسين ماه هاي زندگي پربارش دچار اختلال افسردگي عميق بوده است .

به باور من شخصیت این تابو شکن عرصه ی جنسیت ، آمیزه ای از اختلال شخصيت افسرده همراه با ویژگی (TRAIT ) هایي از شخصیت های 

خودشیفته ( Narcissistic )  ، نمایشی ( Histerionic ) و اسكيزو ئيد ( Schizoid ) بوده است.

اما پيش از بيان ويژگي هاي اين چهار شخصيت آميخته به هم در سرشت انسان مدار و انصاف گرا ی فروغ فرخزاد ، بايد بار دیگر به توصيف علمي واژه ي شخصيت از دیدگاه روان پزشکی پرداخت.

 

به طور کلی شخصیت عبارت  است از الگوی دیر پا و بادوام رفتار و آموزه های ذهنی که در گستره ی پهناوری از وضعیت ها و موقعیت های فردی و  اجتماعی ، فراگیر و انعطاف ناپذیر بوده و در پایان نوجوانی آدمي تثبیت می شود. این تمامیت کرداری و پنداری هر دو جنبه ی شخصی و اجتماعی زندگی فرد را بازگو می کند و در طول زمان دگرگون نمی شود.

هر آدمي می بایست ویژگی هایی از یک  یا چند شخصیت از دوازده اختلال شخصیت  اسکیزوئید  ، پارانوئید ( بدبین ) ، اسکیزوتایپال ، نارسی سیستیک ( خودشیفته ) ، بوردرلاین ( مرزی ) ،  هیستریونیک ( نمایشگر )  ، آنتی سوشیال ( ضد اجتماعی )، وابسته ، پرهیزگرا ، وسواسی جبری، افسرده  ، پرخاشگر منفعل  را دسته كم در اندازه ي صفت و كم رنگ تر از اختلال داشته باشد.

برای فهم و درک بهتر شخصیت پیچیده ی فروغ فرخزاد – که هم چون صادق هدایت ، آن چنان که باید و شاید در ایران شناخته و درک نشده است – ویژگی های این چهار شخصیت آميخته به هم در سرشت والای او را بیان می نمایم.

 

 

 

 

 افسردگی دوقطبی فروغ فرخزاد

 

 

 

الف) اختلال شخصیت افسرده

(Depressive personality disorder  )

ویژگی اصلی افراد دارای این شخصیت صفات مادام العمر طیف افسردگی است.

این افراد بدبین ، بی لذت ، وظیفه شناس ، مردد به خود و به شیوه ای مزمن ناشاد و ناخشنودند.

این شخصیت را پیش تر شخصیت مالیخولیایی ( ملانکولیک ) می نامیدند.شیوع این شخصیت در مرد و زن تقریبا به یک اندازه است.این افراد بیشتر اوقات بی کس ، جدی ، عبوس ، سلطه پذیر و بدبین هستند و خود را دست کم می گیرند.به زودی پشیمان می شوند و احساس بی کفایتی و نا امیدی می کنند.اینان اغلب موشکاف اند و در جست وجوی عیوب و نقایص خود ، دیگران ، اجتماع و جهان مته به خشخاش می گذارند.

مانند شخصیت های وسواسی – جبری کمال طلب و زیادی با وجدان اند و دائما به کار می اندیشند و با شدت وحرارت احساس مسئولیت می کنند و با پیش آمدن موقعیت های جدید خیلی زود حال شان گرفته می شود.

همیشه از این می ترسند که مورد تایید دیگران قرار نگیرند.بدون این که حرفی بزنند در درون خود رنج می کشند وحتا ممکن است خیلی زود اشک شان درآید. هرچند به طور معمول در حضور دیگران چنین کاری نمی کنند.

شک و تردید و بلا تصمیمی و احتیاط باعث می شود که احساس نا امنی ذاتی آن ها بیشتر شود.

خلق غالب معمول اینان عبارت است از اندوه ، دلتنگی ، افسردگی ، فقدان شادی و ناخشنودی.

درک شان از خود حول محور باورهایی چون بی کفایتی، بی ارزشی و عزت نفس پایین دور می زند.

نسبت به اجتماع چون خود سخت گیر و موشکاف و عیب جو هستند .شخصیت افسرده منتقد همیشگی خود و دیگران است.دایم در فکر و خیال بوده ومستعد و آماده ی نگرانی و دچار احساس گناه  شدن  است .این شخصیت بدبین و منتظر رخدادهای منفی ست.

ویژگی های شخصیتی افسرده حتا تا مرز اختلال در بسیاری از مشاهیر  و اندیشمندان تاریخ وجود داشته است.

خیام ، کافکا و صادق هدایت از این جمله اند.

 

 

 

فروغ فرخزاد

 

 

این نوشته ادامه دارد ............

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 12:57  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

Happy New Year & 25 years of TCP/IP

 

دوستانی لطف داشته اند و خاطرنشان شده اند که آغاز سال ۲۰۰۸ میلادی به من و دیگر هم میهنان هیچ ارتباطی نداشته و ما باید در انتظار نوروز سال ۱۳۸۷ خورشیدی بمانیم.

راست گفته اند.

این از آن دفعاتی ست که باید گفت SMS ها - که اکنون پیامک خوانده می شوند- حقیقتی راستین را خاطرنشان ساخته اند و کاربرد صرف مزاح و سرگرمی ندارند.

در ایران َ دیروز روز نخست ژانویه ی ۲۰۰۸ نبود.

در شمال و بخشی از مرکز پای تخت و اندک نقاط از کشور ( بخوانیم : چند کلان شهر ) ، دیروز روز نخست سال ۱۹۰۸ بود.

در بیشتر مرکز و جنوب تهران و کلان شهرها ، دیروز روز نخست سال ۱۸۰۸ بود.

در دیگر نقاط ایران ، بسته به مکان ، دیروز همسان با روز نخست  ۱۷۰۸ ، ۱۶۰۸، ۱۵۰۸ ، ۱۴۰۸ ، ۱۳۰۸و   ۱۲۰۸ میلادی بود.

ما سده ها از جهان نخست به پس افتاده ایم.

این حقیقت را با آغوش باز و بی بهره گرفتن از مکانیزم های دفاعی ناپخته و خودشیفته بپذیریم.

شاید آن گاه بفهمیم که کمربندها را باید سفت بست و به پیش تاخت.

شاید !

به هر حال ، دیروز در ایران روز نخست ژانویه ای بود.

و آشکار است که روز نخست ژانویه و آغاز سال نو میلادی را به همه ی مسیحیان ایران و جهان شادباش باید گفت.

 

isfahan vank church in jolfa

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 2:22  توسط دکتر بهنام اوحدی