|
صادق هدایت و ما ایرانیان
|
خوشبختانه سكوتش طولاني نشد. شايد در آن لحظات سكوت داشت دنبال قالب مناسبي براي حرفش ميگشت:
ــ سوﺀ تعبير نشود. من هرگز خودپسند و پرمدعا نبودهام. اما اين طبيعي است كه هر كسي بخواهد درست فهميده شود … مخصوصاً با توجه به اين حقيقت كه من چندان هم به رمز و راز چيز ننوشتهام و خيلي روشن حرفم را زدهام و در اين راه تا آنجا رفتهام كه حتّي از قيد و بند آرايههاي كلامي هم حذر كردهام…
حس ميكردم انگار كه دارد بيحوصله ميشود. مؤدبانه پرسيدم :
ــ آيا ميتوانم باز هم چيزهايي را بپرسم ؟ …
پاسخي نداد ــ حتّي پس از سكوتي طولاني ــ و نگاهش به نقطهاي مبهم فراسوي پنجره بود.
باز پس از دقيقهاي، و يا شايد دقايقي، با احتياط پرسيدم :
ــ آقاي هدايت، به نظر خودتان بهترين اثرتان كدام است ؟ ..
این نوشته ادامه دارد ................